این روزها که رقابت بر سر تسلط بر هوش مصنوعی به جنگ جهانی فناوری تبدیل شده است، ایران نیز با معرفی چارچوبهای جدیدی برای صدور مجوز AISP (ارائهدهندگان خدمات هوش مصنوعی)، سعی در سازماندهی این صنعت دارد. هدف از این اقدام، ایجاد یک ساختار قانونی برای شرکتهایی است که خدمات مبتنی بر مدلهای زبانی بزرگ (LLM) و ابزارهای هوش مصنوعی را در سطح ملی ارائه میدهند.
مجوز AISP چیست و چه اهدافی را دنبال میکند؟
طبق دستورالعملهای جدید، هر نهادی که قصد ارائه خدمات هوش مصنوعی را دارد، باید استانداردهای مشخصی از نظر زیرساختی، امنیتی و اخلاقی را پاس کند تا بتواند مجوز رسمی دریافت نماید. این رویکرد در ظاهر برای تضمین کیفیت خدمات و جلوگیری از سوءاستفادههای احتمالی طراحی شده است تا اکوسیستم هوش مصنوعی ایران از یک فضای پراکنده به یک ساختار متمرکز و نظارتشده تبدیل شود.
خدمات مشمول پروانه
بر اساس ماده (۲) مصوبه، دارنده پروانه میتواند هرگونه خدمات هوش مصنوعی را در قالب سطوح مختلف به مشترکان ارائه دهد. متن مصوبه در این بخش تصریح میکند:
دارنده پروانه با ایجاد زیرساخت رایانشی و انبارشی میتواند هرگونه خدمات هوش مصنوعی را به عنوان خدمت (AIaaS) در قالب سطوح مختلف خدمات ابری شامل زیرساخت به عنوان خدمت(IaaS)، سکو به عنوان خدمت (PaaS) و نرمافزار به عنوان خدمت (SaaS) به مشترکین ارایه کند که به موجب آن، امکان ارایه مدلهای آماده و ازپیشآموزشدیده هوشمصنوعی برای انجام وظایفی نظیر پردازش زبان طبیعی، تحلیل تصویر، ترجمه ماشینی و تبدیل گفتار به متن و متن به گفتار؛ ارایه خدمات تحلیلی مبتنی بر هوش مصنوعی شامل سامانههای توصیهگر، پیشبینی روندها، کشف الگوها و تحلیل دادههای کلان؛ ارایه بسترهای توسعه، آموزش، استقرار و نگهداری مدلهای هوش مصنوعی جهت استفاده توسعهدهندگان، شرکتها و پژوهشگران؛ ارایه خدمات پشتیبانی فنی، پایش، ارزیابی و تضمین کیفیت، اخلاق، شفافیت و ایمنی مدلها و دادهها؛ ارایه خدمات تولید محتوای مبتنی بر هوش مصنوعی شامل تولید متن، تصویر، ویدیو، صوت و محتوای چندرسانهای و خدماتی از این قبیل را خواهد داشت.
شرایط صدور موافقت اصولی و پروانه
ماده (۳) مصوبه، شرایط متقاضیان را تعیین کرده است. مهمترین مفاد آن به نقل از متن مصوبه به این شرح است:
- متقاضی باید شخص حقوقی غیر دولتی ثبت شده در ایران باشد و تا پایان مدت اعتبار پروانه این ماهیت حقوقی را حفظ کند.
- سهم یا حق رأی شرکای خارجی متقاضی نباید از نوع ممتاز و بیش از چهل و نه (۴۹) درصد سهام کل یا حق رأی باشد.
- متقاضی باید با اعلام سازمان تنظیم مقررات در زمان صدور موافقت اصولی، ضمانتنامه بانکی معتبر غیرقابل انتقال، غیرمشروط و قابل تمدید به دفعات برابر با مبلغ حق امتیاز صدور پروانه به سازمان ارائه کند.
- متقاضی در طی مدت اعتبار موافقت اصولی (یک سال)، باید حداقل توان رایانشی ۲۰۰ پتافلاپس با دقت حداقل ۱۶ بیتی/ممیز شناور (FP16) فراهم کند.
اما سوال اصلی اینجاست: آیا این قوانین با واقعیتهای اقتصادی و زیرساختی استارتاپهای ایرانی همخوانی دارد؟
چالشهای سختافزاری؛ وقتی قوانین با واقعیت فاصله میگیرند
یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای این مجوزها، الزامات سختافزاری است. برای دریافت پروانه، استانداردهای بسیار بالایی در زمینه توان پردازشی (Compute Power) تعریف شده است که برای بسیاری از تیمهای توسعهدهنده، دستنیافتنی است.
در همین راستا، امیرحسین مهردوست، بنیانگذار هوش مصنوعی ایرانی «فیبوناچی»، با انتقاد شدید از رویکرد دولت در تعیین پیشنیازهای این مجوز، بیان کرد:
«بسیار عجیب است که دولت برای دریافت پروانه، توان پردازشی ۲۰۰ فتاپلاس (FLOPS) را مطالبه میکند. برای درک این عدد، باید دانست که تامین چنین توانی به معنای سرمایهگذاری حدود ۵ میلیون دلار تنها برای خرید کارتهای گرافیک است! کسی که در صنعت امروز چنین سرمایهای داشته باشد، آیا منطقی است که آن را در محیطی با این چالشها به کار بگیرد یا ترجیح میدهد سرمایهاش را به خارج از کشور منتقل کند؟ در حقیقت یک نخبه هوش مصنوعی ایرانی باید عقلش را از دست داده باشد که ۱ یا ۲ همت در ایران سرمایهگذاری کند و در نهایت با محدودیتهای اداری مواجه شود.»
وی در ادامه افزود: «دولت به جای اینکه تنها نقش “تعیینکننده حد و حدود” و ایجاد موانع را ایفا کند، باید به جایگاه حمایتی بازگردد. اگر هدف واقعاً رشد هوش مصنوعی ملی است، دولت باید بودجههای ویژهای را برای استارتاپها در نظر بگیرد تا آنها بتوانند زیرساختهای لازم برای دریافت این مجوزها را فراهم کنند، نه اینکه با وضع قوانین سختگیرانه، مسیر نوآوری را ببندد.»
نیاز به تغییر رویکرد از «کنترل» به «حمایت»
در حالی که داشتن یک چارچوب قانونی برای هوش مصنوعی (AISP) میتواند در بلندمدت به نفع صنعت باشد، اما اگر این قوانین بدون در نظر گرفتن واقعیتهای اقتصادی و هزینههای هنگفت سختافزاری تدوین شوند، نتیجه معکوس خواهد داشت.
برای اینکه ایران در رقابت جهانی عقب نماند، دولت باید به جای تحمیل استانداردهای غیرقابل دسترس، مدلهای حمایتی (مانند تامین GPUهای ابری یا اعطای تسهیلات زیرساختی) را جایگزین کند تا متخصصان و توسعهدهندگانی چون تیم فیبوناچی و سایر استارتاپهای هوشمند، بتوانند بدون ترس از ورشکستگی یا مهاجرت، رویای هوش مصنوعی ایرانی را به واقعیت تبدیل کنند.
